تبليغاتX
وبلاگ مشاوران جوان وزارت آموزش و پرورش ، سلام خوش آمدید مشاوران جوان وزارت آموزش و پرورش

مشاوران جوان وزارت آموزش و پرورش
 
قالب وبلاگ

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

[ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 20:36 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

مرحوم حاج اسماعيل دولابي در‌ خانواده اي‌ مذهبی در‌ محله دولاب [واقع در‌ جنوب شرق تهران] متولد شدند. پدر بزرگوارشان بزرگتر ‌و‌ معتمد محل ‌و‌ منزل ایشان همواره پذيراي علماء، بزرگان ‌و‌ مفاخر علمي بود.کربلایی محمّد اسماعیل دولابی در‌ جوانی به‌ شغل کشاورزی اشتغال داشتند ‌و‌ از‌ ابتدای جوانی آثار لطف ‌و‌ عنایت حق به‌ ایشان نمایان بود.

جذبۀ محبّت پیوسته دلیل ایشان گشته ‌و‌ عشق به‌ اهل بیت (ع) این محّب صادق را‌ با‌ مشاهد مشرّفه ‌و‌ مجالس اهل بیت (ع) مأنوس ساخته ‌و‌ با‌ دوستان این راه آشنا نموده بود که از‌ جمله آنها مرحوم آیت اللّه سیّد محمّد شریف شیرازی , مرحوم آیت اللّه شاه آبادی , مرحوم آیت اللّه شیخ محمّد تقی بافقی ‌و‌ مرحوم آیت اللّه شیخ غلامعلی قمی بوده اند. آخرین شخصیّتی که بیش از‌ همه با‌ این  بزرگوار انس ‌و‌ محبّت تام داشت مرحوم آیت اللّه شیخ محمّد جواد انصاری بود .

معظّم له در‌ طول عمر با‌ برکت خویش همواره مجرای عنایات ‌و‌ الطاف حق بود ‌و‌ تشنگان راه حقیقت را‌ از‌ چشمۀ زلال معارف الهی سیراب می نمود ‌و‌ همانند چراغی راهنمای پیوندگان راه حق بود.

ايشان رمز اين توفيقات را‌  در‌ دست شستن ازخواستة قلبی ‌و‌ آرزوی بزرگش که تحصیل علم در‌ حوزة نجف اشرف بود براي رضایت پدر، مي‌ دانست. شرح ماجرا را‌ از‌ زبان خودشان بخوانيد:
«در ایّام جوانی به‌ همراه پدرم به‌ نجف اشرف مشرّف شده بودم. به‌ شدّت تشنة علوم ‌و‌ معارف دینی بودم. با‌ تمام وجود خواستار این بودم که در‌ نجف بمانم ‌و‌ در‌ حوزه تحصیل کنم ولی پدرم که مسن بود ‌و‌ جز من‌ پسر دیگری که بتواند در‌ کارها به‌ او‌ کمک کند نداشت، با‌ ماندنم در‌ نجف موافق نبود.
در حرم امیرالمؤمنین(ع) به‌ حضرت التماس می کردم که ترتیبی دهند که در‌ نجف بمانم ‌و‌ درس بخوانم ‌و‌ ‌آن قدر سینه ام را‌ به‌ ضریح فشار می دادم ‌و‌ می مالیدم که موهای سینه ام کنده ‌و‌ تمام سینه ام زخم شده بود. حالم به‌ گونه ای بود که احتمال نمی دادم به‌ ایران برگردم. به‌ خود می گفتم یا در‌ نجف می مانم ‌و‌ مشغول تحصیل می شوم ‌و‌ یا اگر مجبور به‌ بازگشت شوم همین جا جان می دهم ‌و‌ می میرم. با‌ علما نجف هم که مشکلم را‌ در‌ میان گذاشتم تا‌ مجوّزی برای ماندن در‌ نجف از‌ ‌آن ها بگیرم به‌ من‌ گفتند که وظیفة تو‌ این است که رضایت پدرت را‌ تأمین کنی ‌و‌ برای کمک به‌ او‌ به‌ ایران بازگردی. در‌ نتیجه نه التماس هایم به‌ حضرت امیر کاری از‌ پیش برد ‌و‌ نه متوسّل شدنم به‌ علمای مرا به‌ خواسته ام رساند. تا‌ این که با‌ همان حال ملتهب همراه پدرم به‌ کربلا مشرّف شدیم. در‌ حرم حضرت اباعبدالله(ع) در‌ بالاسر ضریح حضرت همه چیز حل شد ‌و‌ ‌آن التهاب فرو نشست ‌و‌ کاملاً آرام شدم. به‌ طوری که هنگام مراجعت به‌ ایران حتی جلوتر از‌ پدرم ‌و‌ بدون هر‌ گونه ناراحتی به‌ راه افتادم ‌و‌ به‌ ایران بازگشتم.
در ایران اوّلین کسانی که برای دیدن من‌ به‌ عنوان زائر عتبات به‌ منزل ما‌ آمدند دو‌ نفر آقا سیّد بودند. ‌آن ها را‌ به‌ اتاق راهنمایی کردم ‌و‌ خودم برای آوردن وسایل پذیرایی رفتم. وقتی داشتم به‌ اتاق بر‌ می گشتم جلوی در‌ اتاق پرده ها کنار رفت ‌و‌ حالت مکاشفه ای به‌ من‌ دست داد ‌و‌ در‌ حالی که سفره به‌ دست بود حدود بیست دقیقه در‌ جای خود ثابت ماندم. دیدم بالای سر‌ ضریح امام حسین(ع) هستم ‌و‌ به‌ من‌ حالی کردند که آنچه را‌ می خواستی از‌ حالا به‌ بعد تحویل بگیر. ‌آن دو‌ آقا سیّد هم با‌ یکدیگر صحبت می کردند ‌و‌ می گفتند او‌ در‌ حال خلسه است. از‌ همان جا شروع شد. ‌آن اتاق شد بالای سر‌ ضریح حضرت ‌و‌ تا‌ سی سال عزاخانة اباعبداللّه بود ‌و‌ اشخاصی که به‌ ‌آن جا می آمدند بی ‌آن که لازم باشد کسی ذکر مصیبت بکند می گریستند. در‌ اثر عنایت حضرت اباعبدالله(ع) کار به‌ گونه ای بود که خیلی از‌ بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان، مرحوم آیت الله شیخ محمّد بافقی، مرحوم آیت الله شاه آبادی، بدون این که من‌ به‌ دنبال ‌آن ها بروم ‌و‌ از‌ ‌آن ها التماس ‌و‌ درخواست کنم، با‌ علاقة خودشان به‌ ‌آن جا می آمدند. بعد از‌ ‌آن مکاشفه، به‌ ترتیب به‌ چهار نفر برخوردم که مرا دست به‌ دست به‌ یکدیگر تحویل دادند. اوّلین فرد آیت الله سیّد محمّد شریف شیرازی بود. همراه او‌ بودم تا‌ این که مرحوم شد. وقتی جنازة او‌ را‌ به‌ حضرت عبدالعظیم بردیم. آیت الله شیخ محمّد بافقی آمد ‌و‌ بر‌ او‌ نماز خواند من‌ که دیدم شیخ هم بر‌ عزیزم نماز خواند ‌و‌ هم از‌ مرحوم شیرازی قشنگ تر است جذب او‌ شدم، به‌ گونه ای که حتّی همراه جنازه به‌ قم نرفتم. خانة شیخ را‌ پیدا کردم ‌و‌ از‌ ‌آن پس‌ با‌ شیخ محمّد بافقی مرتبط بودم تا‌ این که او‌ هم مرا تحویل آیت الله شیخ غلام علی قمی ملقب به‌ تنوماسی داد.
من هم که او‌ را‌ قشنگ تر دیدم از‌ ‌آن پس‌ همراه وی بودم. در‌ همین ایام با‌ آیت الله شاه آبادی هم آشنا ‌و‌ دوست شدم ‌و‌ با‌ وی نیز ارتباط داشتم. تا‌ این که بالاخره به‌ نفر چهارم، آیت الله شیخ محمّد جواد انصاری همدانی که شخص ‌و‌ طریق بود بر‌ خوردم. او‌ با‌ سایرین متفاوت بود. چنین کسی از‌ پوستة بشری خارج شده ‌و‌ آزاد است ‌و‌ هر‌ ساعتی در‌ یک جای از‌ عالم است. یک استوانة نور است که از‌ عرش تا‌ طبقات زمین امتداد دارد ‌و‌ نور همة اهل بیت در‌ ‌آن میلة نور قابل وصول است.
اوّل اهل عبادت، مسجد رفتن، محراب ساختن ‌و‌ امام جماعت بردن بودم. بعد اهل توسّل به‌ اهل بیت(ع) ‌و‌ گریه ‌و‌ عزاداری ‌و‌ اقامة مجالس ذکر اهل بیت(ع) شدم. تا‌ این که در‌ پایان به‌ شخصی برخوردم ‌و‌ به‌ او‌ دل دادم ‌و‌ از‌ وادی توحید سر‌ درآوردم. خداوند لطف فرمود ‌و‌ در‌ هر‌ یک از‌ این کلاس ها افراد برجسته ‌و‌ ممتاز ‌آن کلاس را‌ به‌ من‌ نشان داد؛ ولی کاری کرد که هیچ جا متوقّف نشدم. بلکه تماشا کردم ‌و‌ بهره بردم ‌و‌ عبور کردم تا‌ این که به‌ وادی توحید رسیدم.
در طول این دوران همیشه یکّه شناس بودم ‌و‌ به‌ هر‌ کسی که دل می دادم، خودم ‌و‌ زندگی ‌و‌ خانواده ام را‌ قربانی او‌ می کردم تا‌ این که خود او‌ مرا به‌ بعدی تحویل می داد ‌و‌ من‌ که وی را‌ بالاتر از‌ قبلی می دیدم از‌ ‌آن پس‌ دور او‌ می گشتم.
به هر‌ تقدیر همة عنایاتی که به‌ من‌ شد از‌ برکات امام حسین(ع) بود. از‌ راه سایر ائمه(ع) هم می توان به‌ مقصد رسید، ولی راه امام حسین(ع) خیلی سریع انسان را‌ به‌ نتیجه می رساند. چون کشتی امام حسین (ع) در‌ آسمان های غیب خیلی سریع راه می رود، هر‌ کسی که سیر معنوی خود را‌ ‌و‌ حرکتش را‌ از‌ ‌آن حضرت آغاز کند، خیلی زود به‌ مقصد می رسد»


در بهمن ماه سال ۱۳۸۱  روح ملکوتی حاج محمّد اسماعیل دولابی کالبد خاکی خویش را‌ رها نموده ‌و‌ جوار قرب حضرت دوست را‌ مأوا برگزیده است.

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 17:36 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
دوازدهم بهمن 1357 سيزدهم بهمن 1357
بازگشت پيروزمندانه‌ی امام خمينی(س) به ميهن پس از سال‌ها تبعيد ديدار گروه‌هاي مختلف مردم با امام خميني(س)؛ ادامه‌ي درگيري‌هاي شديد در شهر‌هاي كشور
چهاردهم بهمن 1357 پانزدهم بهمن 1357
استعفاي شهردار تهران و انتصاب دوباره‌ي او از سوي امام به همان سمت اعتصاب كاركنان نخست‌وزيري؛ بازداشت بسياري از وزراء و كارمندان عالي‌رتبه دولت به جرم فساد مالي و سوءاستفاده از بيت‌المال توسط دولت بختيار
شانزدهم بهمن 1357 هفدهم بهمن 1357
انتخاب مهندس مهدی بازرگان به نخست‌وزيری دولت موقت از سوی امام‌خمينی‌(س) تظاهرات گسترده به حمايت از بازرگان در سطح كشور؛ حذف سوگند وفاداري به شاه از مراسم قسم سربازی؛ خروج ژنرال هايزر از ايران
هجدهم بهمن 1357 نوزدهم بهمن 1357
تجمع طرفداران بختيار در ورزشگاه امجديه (شهيد شيرودي)؛ آغاز كار «كانال تلويزيوني انقلاب» رژه‌ی عده‌ی زيادی از همافران و پرسنل نيروی هوايی در مقابل امام‌خمينی(س)
بيستم بهمن 1357 بيست و يكم بهمن 1357
اعلام سياست‌ها و وظايف دولت موقت توسط مهندس مهدی بازرگان؛ درگيری شديد ميان همافران و دانشجويان نيروي هوايي با افراد گارد جاويدان دست‌يابي مردم به اسلحه‌خانه نيروی هوايی و شدت يافتن درگيری مسلحانه مردم و نظاميان؛ انتشار متن فتوای امام مبنی بر باطل بودن قسم وفاداری ارتشيان به شاه؛ اعلام منع عبور و مرور از ساعت چهار و سی دقيقه عصر توسط ارتش شاه؛ انتشار حكم امام درباره‌ی ماندن مردم در خيابان‌ها؛ پيوستن نيروي دريايی و هوايی به مردم
بيست و دو بهمن 1357  
اعلام بی‌طرفی ارتش؛ سقوط حكومت 2500 ساله شاهنشاهی و پيروزی انقلاب اسلامی ايران

ادامه مطلب
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 17:24 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 15:35 ] [ مشاوران جوان ] [ ]









 
 
 
 
 
 
 
هر ساله با فرارسیدن ماه ربیع الأول و بمناسبت میلاد خاتم پیامبران -صلی الله علیه وسلم- جشن ها و مراسم مولود خوانی فراوانی در گوشه و کنار جهان اسلام برپا می‌گردد، این جشن و شادی‌ها که گه گاهی آمیخته با برخی از منکرات و معاصی نیز هست، واکنش های ضد و نقیضی را در میان علماء و فقهای جهان اسلام در بر داشته است،

ادامه مطلب
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 15:1 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

پاسخ: حقیقت انتظار آن است که انسان منتظر و چشم به راه، خود و محیطش را برای آمدن منتظر و منجی موعود آماده کند. این آمادگی بسته به فرد مورد انتظار، معنا و ارزش می‌یابد. برای مثال کسی که انتظار زائر بیت الله را می‌کشد و مسافر او از سفر مکه می‌آید، طبعا معنای انتظار برای او این است که خانه را مرتب کند و وسایل پذیرایی را فراهم سازد و…


ادامه مطلب
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 14:55 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
در ادامه سی و یکمین دوره مسابقات ورزشی آموزشگاههای استان رقابت مسابقات بدمینتون و تنیس روی میزدانش آموزان استان از روز گذشته درسالن های ورزشی غلامرضا تختی و آزادگان نهاوند آغاز شد.

ادامه مطلب
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 14:48 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
در اين روز در تظاهرات و برخورد هاي خونين در سراسر کشور ده ها تن شهيد يا مجروح شدند . مردم تهران نيز در حالي که براي پيوستن به روحانيون متحصن در مسجد دانشگاه تهران به سمت دانشگاه در حرکت بودند از طبقات بالاي ساختمان ژاندارمري مورد هجوم نيروهاي انتظامي قرار گرفته و چهره شهر تهران به صورت يک شهر جنگ زده در آمد . اين حرکت انعکاس جهاني يافت و برخي از خبرگزاري ها آن را مشابه کشتار 17 شهريور دانستند . نکته قابل توجه در اين روز همياري مردم بود چرا که تنها يک ساعت پس از آغاز کشتار راهروهاي بيمارستان ها مملو از لوازم بيمارستاني اهدايي از سوي مردم گرديد .
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 17:5 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

احکام استخدام رسمی قطعی فرزندان شهدا و جانبازان 50 درصد به بالا صادر می شود .

 وزیر آموزش و پرورش از استاندار آذربایجان غربی تقدیر کرد


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 16:22 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 16:7 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

مقام عظماي ولايت حضرت آيت اله خامنه اي دامت بركاته :    

جوانان عزیز ، به فكر كردن در مسایل عادت كنید ؛ اگر كسی به فكر كردن عادت كرد و اهل فكر كردن شد، از مشورت دیگران هم استفاده خواهد كرد .

بااحترام ،از اعضای محترم اتاق فکر دعوت بعمل مي آيد كه در اولين جلسه (اتاق فكر) مشاورن جوان اداره آموزش و پرورش منطقه شال پيرامون موضوعات ذيل حضور بهم رسانند.

زمان: روز يكشنبه مورخ 9/11/90 ساعت 10 صبح

مكان : اتاق معاونت آموزشي

موضوع : بررسي صورتجلسات مدارس

[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 16:3 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

افسردگي (Depression) حالتي احساسي است كه مشخصه اش اندوه، بي احساسي(apathy)، بدبيني (Pessimism) و احساس تنهايي است. اين بيماري كه امروزه از شيوع بالايي در ميان مراجعه كنندگان به كلينيكهاي روان پزشكي برخوردار است. افسردگي (Depression) حالتي احساسي است كه مشخصه اش اندوه، بي احساسي(apathy)، بدبيني (Pessimism) و احساس تنهايي است. اين بيماري كه امروزه از شيوع بالايي در ميان مراجعه كنندگان به كلينيكهاي روان پزشكي برخوردار است، داراي تظاهرات متنوع و زيادي بوده كه از مهمترين آنها مي توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مي دهد 75 درصد از بيماران افسرده، مشكلي در خواب (چه به صورت بي خوابي و چه پرخوابي) دارند و علايم اين بيماران در هنگام صبح تشديد مي شود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما اين است كه در اين بيماران چگالي REM(حركت سريع چشم) در نيمه اول خواب و همچنين كل زمان REM افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين دوره REMيعني (REM-latency) كم شده و مرحله 4 خواب نيز كاهش مي يابد.


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 15:33 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
استادي درشروع کلاس درس، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد:

به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند:

50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 15:25 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست . حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :

آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم .

[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 14:42 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 14:32 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

دیریت یک دقیقه‏ای روشی تازه است برای به دست آوردن نتایج بهتر و مؤثرتر. نویسنده کتاب آقای برانکارد اسپنسر جانسون یک مدیر است که تا قبل از مطالعه کتابِ مدیر یک دقیقه‏ای یک مدیر با شگرد و روش ساده که اکثر مدیران از آن استفاده می‏کنند بود. ایشان بعد از خواندن کتاب ذکر شده تصمیم گرفت با نویسنده کتاب که خود از مدیرانی بود که توانسته بود از طریق این روش یک شرکت نامنظم را به یکی از بهترین مؤسسات تبدیل کند، ملاقات کند. ایشان پس از تماس تلفنی با مدیر یک دقیقه‏ای و مشخص کردن قرار ملاقات به دیدار مدیر موفق رفت. او مردی حدودا میانسال بود که پشت پنجره ایستاده بود. زمانی که برانکارد وارد اتاق شد، پس از تعارفات میان دو مدیر از او خواست که در مورد کتاب و روش کار و استفاده از آن برایش توضیح دهد؛ مدیر یک دقیقه‏ای که مردی خوش برخورد بود خواستة همکار جوان خود را پذیرفت و شروع به توضیح دادن نمود.


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 9:41 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

<a href="http://up.vatandownload.com/viewer.php?file=5hw4l00iwz2r6sj296.gif"><img src="http://up.vatandownload.com/images/5hw4l00iwz2r6sj296_thumb.gif" border="0" alt="5hw4l00iwz2r6sj296.gif" /></a>

با سلام و عرض تبریک ماه ربیع الاول و با آرزوی قبولی عزاداری های

 مخلصانه ی شما عزیزان خدمت حضرت زهرا (س) و عرض تقدیر و تشکّر

خدمت شما بزرگواران که هم چنان با قوّت و تفکّر و تلاش فراوان در

 این عرصه خدمت رسانی می نمایید. امید که پاداش واقعی را از دستان

 مبارک ولّی و سالارمان حضرت حجه بن الحسن (عج) دریافت نمایید.

 در ضمن یاد آور می شوم وبلاگ مشاوران جوان بعضی از مناطق و نواحی فعال می باشند امّا اسمی از نویسنده در آن وجود ندارد .خواهشمند است در قسمت پروفایل مدیر وبلاگ نام رئیس گروه مشاوران جوان آن منطقه یا ناحیه درج شود. باتشکر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

<a href="http://up.vatandownload.com/viewer.php?file=jjb6bozyyuwh6if575d.gif"><img src="http://up.vatandownload.com/images/jjb6bozyyuwh6if575d_thumb.gif" border="0" alt="jjb6bozyyuwh6if575d.gif" /></a>


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 17:39 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 16:58 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 15:35 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

 

نقشه قتل پيامبرپس از آن‏كه اسلام در مدينه گسترش يافت، رسول اكرم (صلی الله علیه واله) از مسلمانان مكه خواست براى اين‏كه آزار و اذيت بيشترى را متحمل نشوند از مكه مهاجرت كنند، اين افراد از آنجا كه بيمناك بودند در صورت بيرون رفتن به صورت علنى، مبادا قريش مانع آنان شوند، به آرامى و در نهان از مكه خارج شدند و جز اندكى از آنان در مكه باقى نماند.


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 15:26 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

حرم امام رضا (ع) 

زندگی نامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

حرم امام رضا (ع)


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 16:31 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

روزی كه امام رضا(ع) به ایران آمدند، كسی فكر نمیكرد كه قرار است برای همیشه امام مهمان ایرانیان شوند، اما خداوند خواست تا امام بماند.
نسل ها آمدند و رفتند و به تاریخ پیوستند. اما... امام ماند و خواهد ماند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 15:40 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 14:39 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 15:56 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

رحلت رسول اكرم(ص)، امام حسن مجتبي و امام رضا(ع) تسليت باد

 وى نخستين پسرى بود كه خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنايت كرد.رسول اكرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش ‍ اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى كرد، سرش را تراشيد و هموزن موى سرش - كه يك درم و چيزى افزون بود - نقره به مستمندان داد. پيامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطرآگين كنند و از آن هنگام آيين عقيقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. اين نوزاد را حسن نام داد و اين نام در جاهليت سابقه نداشت . كنيه او را ابومحمّد نهاد و اين تنها كنيه اوست .لقب هاى او: سبط، سيد، زكى ، مجتبى است كه از همه معروف تر مجتبى  مى باشد.

امام حسن مجتبی (ع)


ادامه مطلب
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:25 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

پدرش عبداللّه در بازگشت از شام در شهر يثرب مدينه چشم از جهان فرو بست و به ديدار كودكش محمّد نايل نشد. زن عبداللّه مادر محمّدآمنه دختر وهب بن عبد مناف بود.برابر رسم خانواده هاى بزرگ مكّه آمنه پسر عزيزش ، محمّد را به دايه اى به نام حليمه سپرد تا در بيابان گسترده و پاك و دور از آلودگيهاى شهر پرورش يابد.

 حليمه زن پاك سرشت مهربان با اين كودك نازنين كه قدمش در آن قبيله مايه خير و بركت و افزونى شده بود؛ دلبستگى زيادى پيدا كرده بود. لحظه اى از پرستارى او غفلت نمى كرد. كسى نمى دانست اين كودك يتيم كه دايه هاى ديگر از گرفتنش پرهيز داشتند؛ روزى و روزگارى پيامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پايان روزگار با عظمت و بزرگى بر زبان ميليونها نفر مسلمان جهان و بر ماءذنه ها با صداى بلند برده خواهد شد، و مايه افتخار جهان و جهانيان خواهد بود.حليمه  بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمّد را كه به سن پنج سالگىرسيده بود به مكه باز گردانيد. دو سال بعد كه آمنه  براى ديدار پدر و مادر وآرامگاه شوهرش عبداللّه به مدينه رفت ، فرزند دلبندش ‍ را نيز همراه برد. پس از يكماه ، آمنه با كودكش به مكه برگشت ، امّا در بين راه ، در محلى بنام ابواءجان بهجان آفرين تسليم كرد، و محمّد در سن شش سالگى از پدر و مادر هر دو يتيم شد و رنجيتيمى در روح و جان لطيفش دو چندان اثر كرد.

28 صفر


ادامه مطلب
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:14 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

روزى یك نفر از بلاد روم خدمت امام علىّ علیه السلام وارد شد و اظهار داشت : من یك نفر از رعیّت تو و از اهالى این شهر هستم .

حضرت فرمود: خیر، تو از رعیّت من و از اهالى این شهر نیستى؛ بلكه تو از سوى پادشاه روم آمده اى و او چند سؤال براى معاویه فرستاده است و چون معاویه جواب آن ها را نمى دانست به من ارجاع شده است .

امام حسن

 


ادامه مطلب
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 15:54 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 15:42 ] [ مشاوران جوان ] [ ]

Vaghf

آیات و روایات متناسب :
روز وقف
قران کریم:
وَالباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَواباً وخَيرٌ أمَلاً
و نيكي‏هاي ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و اميدوار كننده‏تر است
كهف ، آيه 46 .
پيامبر صلي الله عليه وآله :
إذا ماتَ الإنسانُ انقَطَعَ عَمَلُهُ إلّا مِن ثَلاثٍ : إلّا مِن صَدَقَةٍ جاريَةٍ أو عِلمٍ يُنتَفَعُ بِهِ أو وَلَدٍ صالِحٍ يَدعُو لَهُ
با مرگ انسان ، رشته عملش قطع مي‏شود ، مگر از سه چيز : صدقه جاري (وماندگار) ، دانشي كه مردم از آن بهره‏مند شوند ، و فرزند نيكوكاري كه برايش دعا كند
ميزان الحكمه ، ح 14287 .
امام علي‏عليه السلام :
الصَّدَقَةُ و الحَبسُ ذَخيرَتانِ فَدَعُوهُما لِيَومِهِما
صدقه و وقف دو ذخيره‏اند ، آنها را براي روز خودشان (قيامت) وانهيد
دعائم الإسلام ، ج2 ، ص340 .
امام صادق‏عليه السلام :
تَصَدَّقَ رَسُولُ اللَّهِ‏صلي الله عليه وآله بِأموالٍ جَعَلَها وَقفاً
پيامبر خدا اموالي را صدقه داد و آنها را وقف كرد
دعائم الإسلام ، ج2 ، ص 341 .
امام صادق‏عليه السلام :
قَسَمَ رَسولُ اللَّهِ‏صلي الله عليه وآله الْفَي‏ءَ فَأصابَ عَلِيّاً أرضٌ فَاحتَفَرَ فِيها عَيناً فَخَرَجَ مِنها ماءٌ . فَقالَ : هِيَ صَدقَةٌ بَتّاً بَتْلاً في حَجيجِ بَيتِ اللَّهِ و عابِرِ سَبيلِهِ لاتُباعُ و لاتُوهَبُ و لاتُورَثُ
پيامبر خدا غنايم را تقسيم كرد . قطعه زميني به علي رسيد . علي در آن زمين چشمه‏اي حفر كرد و چشمه به آب رسيد . . . حضرت فرمود : "اين صدقه (و وقفي) است كه آن را به طور قطعي (از ملك خويش) جدا كردم و به حاجيان خانه خدا و در راه‏ماندگان حجّ، مخصوص گردانيدم ؛ نه فروختني است ، نه بخشيدني و نه ارث بردني
هذيب الأحكام ، ج9 ، ح 148 .

ادامه مطلب
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 15:32 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
[ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 16:59 ] [ مشاوران جوان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

وزارت آموزش و پرورش .
آدرس کامل : خ ایرانشهر جنوبی ، نبش طالقانی ،
ساختمان شهید دكتربهشتي (شماره 3 )، وزارت آموزش و پرورش
طبقه اول دفتر امور عشایر و مناطق کم تر توسعه یافته

تلفن : 88846781 نمابر : 88325155

دفتر مشاور وزیر و رئیس گروه مشاوران جوان. عبدالرسول شکیبافر
آدرس سايت : www.javan.medu.ir و آدرس اينترنتي : medu.ir_javan@yahoo.com
پايه و اساس حوزه مشاوران جوان بر اين حديث امير المومنين استوار است :
امام علی (ع): شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید 20/337 :
هر گاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار، زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدث بیشتری برخوردارند، سپس درباره آن با میانسالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند،چرا که آنان از تجربه بیشتری برخوردارند.
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
امکانات وب

کد های مذهبی

************************
************************** ********************** ************************* *********************** ************************
*********************
آپلود عکس
******************* ******************* ***********************